سلام سلام سلام کلي سلام واسه غيبت دوماهه سخت بود طولاني بود ولي شايد مثل يک چشم به هم زدن گذشت خب کار دنيا همينه زمان خيلي سريع تر از اوني که فکرش را بکني زودتر ميگذره نيازي بهنگاه کردبه عقربه هاي ساعت نيست ,نياز نيست که دنبالشون کني خودش ميره و چشم هاي تو هميشه عقب ميمونه و خسته ميشه...
بگذريم اولا خيلي ممنونم به خاطر اينکه بلاگ را تنها نگذاشتيد
دوم (نه دوما) بازه م ممنونم و سعي ميکنم يک فکري واسه اين وبلاگ بکنم خيلي قاطي پاتي شده مثل يک شهر پر از ساختمون که خيابون هاي درست و حسابي و کوچه نداره که به هم وصل بشن .
تو اين مدت تو فکر تاسس وبلاگ جديد بودم ولي نميتونم اين را ببندم . تو فکر افتتاح وبلاگ شانکوس هستم با عنوان همدستان شب به نقد و گفتگو در باره کتاب هاي سرزمين اشباح نوشته دارن شان و اگه کتاب هاي مبارزه با شياطين هم دسم اودم درموردشون يک چيز هايي بنويسم نميدونم شايد...
ممنونم
یا علی