تبليغاتX
‎ اللهم اجعل محياي محيا ، محمد و ال محمد و مماتي ممات محمد وال محمد کوچه ی بارانی

بسم الله الرحمن الرحیم

 قرار اول :سلام خدای من خدایا تموم شد.ماه رمضان هم رفت.خدا دلم تنگ شده براش.خدا مهمون خوبی بودیم؟خدا چند تا روزه درست و حسابی گرفتیم؟درسته ازت می پرسم ولی لطفا آمارش را دست کاری کن.خودت از ما قبول کن.

*          *          *

بوق نزن.سرم رفت.دارم میرم دیگه .مگه نمیبینی هنوز سبز نشده.کم موند .خوبه ثانیه شمار هم داره واسه چی بوق میزنی.

            *          *          *
تا حالا چند بار گفتم برم ولی نرفتم؟ فکر کنم 5-6 باری باید شده باشه نه؟شما از کی به این شب روشن سر میزنید؟

فقط من یکی را میشناسم که تو این دو سال و چند ماه با هم بودیم.امیر حسین ازت متشکرم.


یک مدتیه نیست.بهم سر نمیزنه.خیلی تو نوشتن بهم کمک کرد.با گرفتن اشکالاتم اون اوایل یاد داد که قلم را چه طور در دست بگیرم.

ممنون از رویش سبز عشق و همون لعل السلسبیل.


 می خوام از یکی حرف بزن که دیگه نیست.کسی که نیست. این لقب ماله خودم بود ولی حالا یکی دیگه نیست. نمیدونم شاید  باز بهم سر زد .خودش میدونه کی را میگم. همونی که نزدیک یک سال بهم سر زد. بعد رفت.حتی ارومیه هم اومد ولی وقتی برگشت گفت.
اگه کاری کردم که نارحتت کرده من را ببخش.

 

تشکر میکنم از مقداد عزیز.که بعد از خرداد با هم تماس پیانکی هم داریم.


یک بنده خدا: .دیگه وبلاگ نداره .ولی اوایل یک  وبلاگ داشت که خیلی بهش سر میزدم. البته این بر میگرده به دو سال پیش.

تشکر از کسی که قراره انشا الله پرستار بشه. لسان الغیب.


تشکر از دوستان رادیو ای. از آنتن پر سرو صدا و از یک زمینی عاشق آسمون و...


یادش بخیر عمو مجید. یا بهتر بگم آقا مجید و یادداشت های یک وبلاگر.


یک قلب مهربون و سنگ کاغذ قیچی هه هه یادش بخیر...


تشکر از طرف دار دارن شان... و عنکبوتهای تالار مرگ.


خیلی ها را فراموش کردم  نمیدونم! یا من خودم نیستم. بعد  یک همشهری و همشهری مسافر.

 

از رادیو شیراز و دوره جوانی هم تکشر میکنم.


از تا شقایق هست زندگی باید کرد.


از قرار شبانه ای ها و...


و غزل ناب جوانی

 

و خیلی های دیگه . ببخشید اگه ذهنم یاری نکرد.از تک تک کسانی که نظر داده اند ممنوم.

من باید برم .ولی اینجا بسته نمیشه.به روز هم نمیشه البته تا یک مدت.نمیدونم تا کی؟ نمی دونم.

 

 

اگه کسی هست که می خواد این جا را اداره کنه بگه.

                                    *                      *                      *
قرار آخر:

چراغ سبز شد.دل کندن سخته ولی ما باید همیشه ساک به دست باشم.
کامنت هاتون را دیرو یا زود میخوانم پس ما را فراموش نکنید.
شب روشن.
علی .م.


ام تی ان +پنج نر وقتی با یک نفر حرف میزنه اون هیچی نمیفهمه+ چند ماهمدرسه میرفتیم؟ دو ترم و  یک نتیجه. با یانکه هر روز ساعت هفت بلند میشدیم. ولی مدرسمون دیر میشد.



 

|+|نوشته شده توسط بی چتر و بارانی|موضوع: |