بدون تو معنای عمر چیست
وقتی ندانم اسراری از غیب
خواهم رضای تو
جانم فدای تو
دلم می خواد، که باشم با تو
خسته ام از دنیا
از این دو رنگی ها
فقط می خوام
که باشم با تو
دومین ترانه فارسی سامی یوسف
سلام
نماز روزتون قبول باشه ما را هم دعا کنید و اگه دوست دارید در دعا کردن ما را کمک کنید.
هر روز برای یک موضوع فکر میکنیم شما هم امتحان کنید خیلی کار زیباییه حتی اگه:
دعا مون مستجاب نشه
حتی اگه نتونیم واقعا یاد کنیم
حداقل در حرف یاد کردیم.
سلام

پا شدم رفتم کلاس نویسندگی
الان یک دفتر چه خریدم که وقت هر جا دلم تنگ شد بنویسم.
ولی چقدر از نوشتن در اینجا دورم؟
کربلا و حرم اومد.
خدایا ما را از سربازان حق قرار بده.تا سرباز امام زمان باشیم.
با تشکر از وبلاگ کلبه تنهایی به خاطر این عکس
سلام
لحظات آخره و دل تو دلم نیست.شادی وخوشحالی دارم ولی واسه ی چی؟واسه اینکه قراره یک ماه تمام گرسنه و بیحال بشم ؟
ای خدا چقدر خوبه که تو روزه را سخت گرفتی و گفتی اگه یک روزش را به عمد نگیری اونوقت من میدونم و تو باید 60روز روزه بگیری و کلی کار دیگه.
هرچه قدر یک موضوع مهم تر باشه تاکیدش هم طبعتا بیشتر میشه.بعضی از اعمال واجبند .دقت کردید که خواندن نماز واجب لذتش چقدر بیشتر از نماز های مستحبیه؟شما نماز شب بخوانید بعد موقع نماز صبح که رسید ،11 رکعت را با دورکعت مقایسه کنید اون وقت متوجه منظورم میشید.
چرا این طوریه؟وقتی خدا یک عمل را واجب میکنه ما نمی توانیم چون و چرا بهش اضافه کنیم.چون جرئت نمی کنیم و الا خدا حسابمون را میرسه.ولی چقدر مهربون و لطف خدا در اعمال واجب وجود داره.
بزرگترین لطف خدا واسهی بنده اش اینه که چیزی را براش واج کنه.باران لطف خداست و کسی هم تو این شکی نداره ولی این براون واسه ی همه ی موجوداته هم گوسفند و هم انسان .ولی نماز چی؟
خب اون ها (سایر موجودات که بیتشر از ما عبادت میکنند.بله ولی عبادت انسان را با چیز دیگه مقایسه نکنیم.)
حرف هام را در مورد رمضان برای خود ماه رمضان نگه میدارم.
ولی فعلا یک چیز جالب هم بگم:
دیروز در شبکه 3 یک برنامه ای میداد که مجریش فرزاد حسنی بود.برنامه ای در مورد جشنواره فرش ایرانی.
خودش فرزادحسنی که گفته من ممنوع التصویر نیستم .راست میگه ولی یک مدتی تو برنامه ها نبود.
این هم یک عکس از اون برنامه:
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
تموم شد.مرداد هم رفت.حالا فقط شهریور مونده.داشتم فکر میکردم تو تابستون امسال چی کار کردم؟ چه زود گذشت ه؟ مثل چشم به هم زدن.کلی کار انجام دادم ولی نمیدونم چرا گذر زمان را حس نمیکنم.طولانی ترین روز هایم همون سه روز اعتکاف بود که وقتی برگشتم احساس کردم مدت زیادی است که خیلی ها را ندیدم.
و حالا:
ده...نه... هشت...
هفت ...شش..پنج...چهار
سه...دو...یک.
فقط ده روز مونده تا رمضان.خدا میدونه که از چه وقته دارم لحظه شماری میکنم ولی-فکر کنم هنوز آماده نیستم.میدونید از چی میترسم؟از اینکه عیدفطر بیاد و من... نه نمیگم باید امید داشته باشم من خدا را با مهربونیش صدا میزنم انشاالله خدا من گاه کار را می بخشه.به حق شما بنده های خوب.
ماه رمضان.آخ چه ماه پر برکتی.ماهی که دست هایش شیطان را میبندند تا مرحله سوم تربیت انسانی را پشت سر بگذاریم.از رجب شروع شد.روز اول و وسطش را روزه گرفتم به اضافه چند روز دیگه ولی آخرش را نتونستم روزه بگیرم و شعبان اومد.از شعبان فقط دو روز تونستم روزه بگیرم.ای خدا چرا نماز شب هایی که خواندم کم بودند؟
خدا میخوام دعا کنم و آرزو کنم .خودت بهم یاد دادی اگر عمل نمیوتوانم انجام بدم حداقل میتوانم آرزو کنم.و در قیامت این را می پرسی که:اگه ترک گناه نمیتوانستی بکنی .اگه عمل خوب نمیتوانستی انجام بدی یک ای کاش که میتوانستی بگی...
خدا آرزو هام گم شدند.ولی یکی را میشناسم که همیشه کلی آرزو واسه همه ی مردم دنیا داره.به حق ایشون به حق مولامون آرزو هایی که ایشون میکنند را برای ما هم برآورده کن.
تویی که خوبی و همه ی آرزو های خوب مال توست....
پ ن:اینکه گفتم خودت بهم گفتی منظورم حرف هایی بود که از زبان حاج آقا پناهیان شنیدم.چون خدا خواست که بشنوم.
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا اگر مرا به جنایتم ماخذ داری من هم تو را به عفوت بگیرم.اگر به گناهم بگیری من هم تو را به آمرزش بگیرم و اگر به دوزخم ببری به دوزخیان اعلام میکنم که من تو را دوست دارم.
خدایا اگر عمل من در کنار اطاعت تو کوچک است ولی آرزویم در کنار امید تو بزرگ است.خدایا دلی به من بده که اشتیاقش به توموجب نزدیکیش به تو گردد و زبانی که صدق گفتارش به سوی تو بالا آید و نظر حقیقت بینی که همان حقیقتش او را به تو نزدیک گرداند.خدایا کسی که به وسیله تو شناخته شد گمنام نیست.و کسی که که به تو پناهنده شدخوار نیست.و کسی که تو به سویش رو کنی بنده ی دیگری نخواهد بود.
خدایا من بنده ی نا توان و گناه کار تو ومملوک زاری و بازگشت به درگات هستم.پس مرا زمره ی کسانی که روی گرداندی و غفلتشان مانع گذشت تو ببخشی قرارم مده.
سلام قسمت هایی از مناجات زیبای شعبانیه بود.خواستم عنوان را با این دعا شروع کنم ولی این دعا چنان من را مجذوب خودش کرد که دلم میخواهد بیشتر بنویسم. انش الله که خودتون این دعا را با ترجمه بخوانید.
این جمعه یک جمعه مخصوصه.جمعه ای که بعدش شنبه است و شنبه ای که بعدش وسط شعبانه و شعبانی که امام زمان را در آغوش گرفته.
دعای ندبه ی این جمعه با همه دعا های ندبه سال فرق میکنه.
اولین کسی که ناله یا یاابن الحسن سر داد حضرت فاطمه (س) بود.حالا هزار و چهار صد سال از گریه حضرت فاطمه (س) گذشته.یا امام زمان (عج) اگر به مادرت بی احترامی کردند .ما میگیم ببخشید.مگه در خانه حضرت فاطمه باز نبود.مگه پیامبر(ص) همیشه با ادب وارد خانه وارد نمیشد. چرا بی احترامی کردند.حالا ما باید پشت در های بسته بشینیم.پشت در انتظار.
اگر آقا مون در را باز کنه هرگز نمیگذاریم کسی بی ادبی کنه.یا امام زمان چقدر ما باید پشت این در ها منتظر بمونیم؟ چقدر باید تاوان گناه گذشته را بپردازیم؟
اگه دعای ندبه رفتید. حتما ما را هم دعا کنید.حضرت فاطمه شب و روز گریه میکرد مردم به امام علی(ع) گفتن به حضرت فاطمه بگو یا شب گریه کنه یا روز.
یا امام زمان تو هم شب و روز برای ما گریه میکنی .یا امام زمان این جمعه هم پرونده اعمالمون خیلی بده ولی تو اونقدر هیچ چیز به ما نگفتی که ما هم به روی خودمون نمیاریم وتو شب ها برای ما گریه و طلب آمرزش میکنی.
اگه ما صبح در دعای ندبه گریه میکنیم بدونیم که امام زمان شب بیدار شده و گریه کردن را شروع کرده
یا امام زمان هنوز صدای ناله های مادرت تو شهر مدینه می پیچه .
یا امام زمان شرمنده ایم. ولی هنوز پشت در انتظار میام و در میزنیم که بگیم ما دور نمیشیم حتی اگه در را باز نکنی.می دونیم که تو چنان مهربان و رعوف و بیشتر مشتاق هستی تا ظهور کنی و دست ما را بگیر تا گمراه نشویم .اگر این در بسته ، باز بشه هممون چشم های خیست را خواهیم دید.

برگرفته از قسمت هایی از سخنان حاج آقا پناهیان
بسم الله الرحمن الرحیم
اول از همه سلام میکنم و اعیاد بزرگ شعبانیه را تبریک میگم اول از همه ولادت امام حسین(ع) که دیروز بود و روز پاسدارو بعد ولات قمر بنی هاشم حضرت ابولفضل العباس (س) فردا هم ولادت با سعادت امام زین العابدین(ع).دیروز در برنامه آلا چیق حاج آقا سرلک به این موضوع اشاره کردند که بعضی ها میگویند زندگی جبر است و خدا آینده ما را میداند پس ما اختیاری نداریم . در صورتی که این طور نیست خدا وند قدرت اختیاربه ما داده است و ما آینده مان را درست میکنیم و خدا از آن آینده با خبر است.
زندگی ما انسان ها شبیه داستان است.مثلا همین زندگی حضرت یوسف(ع).داستانی دقیق شخصیت هایی مثبت و منفی (ناجی و حتی شخصیت منفی یا همان بد من) .در این زندگی(=داستان) از سمبل و رمز خواب استفاده شده است.قفل گشای قسمت ها مختلف دیدن خواب وتعبیر آن است. بردارانی که یوسف را به چاه می اندازند ولی یوسف زنده میماند و به درجات بالا میرسد و غیره که همه شما بیتشر از من به آن آگاه هستید. خب شخصیت های مثبت نمیتوانند قهرمان بشوند (مثل پیامبران و صالحان و مومنان) مگر با بودن در کنار شر پس وجود شیطان در این عالم لازم است تا خداوند قدرت نمایی کند و با حق بر سر باطل بکوبد(سوره انبیاء) حالا با این حساب شیطان بی گناه است؟ چون باید وجود میداشت؟
اگر زندگی یک داستان باشد که از قبل نوشته شده است و ما آمده ایم که فقط آن را درک کنیم پس بهشت و جهنم رفتن ما دست خودمان نیست یک شخص گناهکار با یک شخص صالح برابر است.پس آن وقت قضیه آین همه آزمایش اللهی که مدام برای ما میگویند چیست ؟یا این همه تکلیف که برای ما ثبت شده است.
پس شب قدر چیست که تقدیر ما در آن تا سال آینده نوسته میشود.می گویند تا مرگ و زندگی شخص نوشته میشود؟ چرا میگویند در این شب دعا کنید و قرآن بر سر بگیرید و غیره. چون این شب سرنوشت ساز است.
بلا هایی که برای ما می آید چیست که خداند میفرماید همه این ها در لوحی محفوظ(که معنی شده است همان علم خداوند) ثبت است.در سوره عنکبوت از آزمایش حرف به میان می آید.و چقدر در قرآن از پاداش حرف زده میشود.
پس ما خود آینده مان را میسازیم .مثلا قرار است امشب قبل از رسیدن به خانه پولتان گم شود این یک چیز حتمی برای شماست ولی خداوند میتواند آن را عوض کند و میتوان مصلحت شما را تغیرر دهد. خداوند به هر کس بخواهد بی حساب روز میدهد(سوره مریم).
ولی همه این ها شبیه داستانی است که خداوند آن را مینویسد و ما قهرمان های آن چیز هایی را که قرار است اتفاق بیافتد را میسازیم در واقع چیز هایی که قرار است ما به اختیار خود انجام دهیم . و خداوند در این راه ما را یاری میکنید(چه آدم خوب چه آدم بد).
اوج این داستان کجاست؟
آخر الزمان جایی که گفته میشود امام زمان(ع) با شمشیر خود شیطان را نابود میسازد. ولی دشمن شر دیگری وجود دارد به نام دجار (دجاری یک چشم).امام زمان قدرست هایی که قهرمان های (پیامبرن) قبل را دارد و وحدت بین همه ادیان ایجاد میکند . مثلا حضرت داود که در سوره انبیا هم اشاره شده خداوند میفرماید قدرت ساخت زره را به او آموختیم. و آن حضرت میتوانست آهن را در دستش نرم کند . و در آخر الزمان دل های سفت شده مانند آهن را امام زمان میتواند نرم کند.
سعی میکنم این بحث را ادامه بدم البته .چون قسمت هایی ناتمام ماند.
شما هم حتما نظرتون را در مورد آینده بگید. منتظر هستم

آدم دلش پر میکشه واسه امام رضا
میخوام برم به مشهد و یک هفته اونجا بمونم
اونجا که گنبدش طلاست با کفتراش پر بزنم
امامه دوسش دارم در خونش را در بزنم...
خیلی باید ببخشید که دیر کردم... نزدیک یک ماه میشد که وبلاگ را به روز نکردم.
منتظر پست ویژه من بعد از امتحانات باشید
ایام سوگواری امام حسین (ع) را هم تسلیت عرض مکنم.
ولی هوا بس ناجوان مردانه سرد است...
خدا کنه همیشه دل هامون گرم باشه
هوا هر چه قدر هم میخواهد سر باشد خانه ی ما که گرم است.
ازا ین جمله خیلی خوشممیاد این را از یک وستی شنیدم
این هم یک قسمت از شب چله :آهنگ ضربی فرزاد حسنی حتما وش بدید.
یا حسین
شهادت امام رضا را برای همه شیعیان تسلیت میگویم.
فرا رسیدن ایام رحلت پیامبر بزرگوار اسلام(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) و شهادت مظلومانه و غریبانه امام علی بن موسی الرضا(ع) بر همه مسلمین و شیعیان جهان و بخصوص امام زمان(عج) تسلیت باد.
راستی یک مطلب تو وبلاگ http://hamid-man.blogfa.com/ نوشتم.در مورد فیلم ۳۰۰ اگه خواستید برید و نظرتون رو این جا یاتو همون وبلاگ بدید. ممنونم.